تبليغاتX
ماندستان ( کاکی - بوشهر ) - خلاصه تاریخ تمدن اسلام دکتر حلبی قسمت 10

مدارس و مراکز علمی در اسلام                                                           خلاصه از :   خ  .  چراغی

 

قرآن مجید اصول علوم اسلامی بود و نخستین درسهای قرآن قرائت آن و نخستین معلمان در اسلام پیامبر بود که قرآن را برای صحابه تعلیم می دادند و آنان تعلیم وی همراه با علومی که از آن استخراج شده بود ، چون تفسیر و قرائت قرآن را به مردم تعلیم می دادند مدارسشان در مساجد بود. مسلمین شاگردانی را که در استادی جمع می شدند برای فراگیری علم« حلقه » می گفتند بعدها علم پیشرفت کرد و برای یک علم چندین حلقه تشکیل می شد هر حلقه به استاد مربوط به آنها نسبت داده می شد. مثلاً حلقه ابواسحق شیرازی در جامع منصور .

در هر مسجدی نیز گنجینه ای از کتب وجود داشت ؛ بجز در مساجد بسیاری از دانشمندان در بیمارستان ها نیز حلقه هایی ایجاد کرده بودند. ربـــاط ها جاهایی بود که پارسایان و صوفیان در آن عبادت می کردند آنها را در مرز سرزمین های اسلامی دایر می کردند تا در صورت نیاز از شهـــــرها حمایت نمایند چون حد واسط بین عبادت و جهاد بودند ، به این خــــاطر رباط نامیده  می شدند مشهورترین جامع اسلامی در تدریس و تعلیم جامع الازهر در قاهره بودد که همزمان با ساخت خود شهر در قرن چهارم توسط فاطمیان شیعی ساخته شد و در آن قــــرآن و فقه تدریس می گردید. در آنجا گروهی ساکن بودند که مجاورین نامیده      می شدند و حتی از دورترین نقاط بلاد اسلامی چون ترکستان وهندوستان آمده بودند. هر طایفه رواقی داشت که به اسم آنها خوانده می شد مانند رواق شامیان ، رواق مغربیان ، رواق ایرانیان و غیره که اینها جدای از رواق های خود مصریان در الازهر بود.

 تعداد دانشجویان الازهر 750 نفر در سده نهم هجری بود که از طایفه های گوناگون بودند که در آنجا فقه ، حدیث ، تفسیر ، نحو و منطق را فرا می گرفتند و در حلقه های وعظ و ذکر نیز حاضر می شوند. گروهی از ساکنان آنجا که طالب علم نبودند برای تبرک یا به علت نداشتن منزل در آنجا ساکن شده بودند. وضع این مدرسه به علت اختلاف مذاهب رایج در مصر و مناقب حاکمان ، همواره در دگرگونی و نوسان بود.

 

مدارس:

 

تعلیم در جامعه اسلامی در جهات مختلفی به ثمر رسید. عالمان و فقیهان و پزشکان و فیلسوفان مختلفی پیدا شدند. در اسلام مدسه مستقلی وجود نداشت. مورخین مسلمان معتقدند اولین کسی که مدرسه ای بنا کرد، خواجه نظام الملک حسن طوسی بود. او وزیر آلپ ارسلان و ملک شاه سلجوقی در سده پنجم هجری بود .

        از جمله امور غریب این زمان این بود که عصر عباسی به پایان آمد و نقل و ترجمه کتب اوایل نیز به اتمام رسید. علوم در موضوعات مختلف رواج یافت بی آنکه مدرسه خاصی برای علوم ایجاد شود. مورخین غربی از بنای مدرسه ای در زمان مأمون عباسی الی خراسان خبر داده اند ، در حالی که معلوم نیست نویسنده این را از کجا نقل کرده است در کتب غربی اسلامی نیز ذکری از آن نشده است.

        برخی از تاریخ ها به برخی از مدارس که پیش از روزگار خواجه نظام الملک در خراسان بنا شده اشاره کرده اند:  از جمله مدرسه ابن فورک ،مدرسه بیهقه  منسوب به بیهقی و مدرسه سعیدیه که آنرا نصربن سبکتگین برادر سلطان محمود غزنوی بنا نمود و نیز مدرسه ای که اسماعیل استرآبادی صوفی و واعظ بنیاد کرد و همچنین مدرسه ای که برای استاد ابواسحق شیرازی بنا شده بود که همگی پس از بنای نظامیه بغداد وجود داشتند،حتی خود نظام الملک در نیشابور مدرسه ای به همین نام پیش از بنای مدرسه بغداد بنا کرده بود و گویند آن را در زمان سلطنت آلپ ارسلان برای امام الحرمین جوینی بنا کرده است (479-420)هـ ق شاید شهرت نظام الملک به خاطر تأسیس نخستین مدرسه بزرگ در بغداد و اینکه تعلیم را در آنجا رایگان ساخت و نفقه و سرپرست و دیگر لوازم را برای شاگردان مقرر داشته بود.

    به هر حال اولین موسسین مدارس در اسلام ایرانیان و اعاجم بودند علمای مسلمان نزد سلاطین مسلمان منزلت و اعتبار خاصی داشتند. به نظر آنها سیاست با دین پیوند نزدیک داشت و دین و دولت همراه بودند و علما حامل دین و دعوت کننده دین بودند. در اوایل اسلام علما نقش بسزایی در نفوذ خلفا در بین مردم داشتند ؛ زمانی که ضعف و سستی در مقام خلفا راه یافت و حکومت بدست سلاطین و ایران ترکی ، کردی ، ایرانی و دیلمی و دیگران می افتاد همچنین برای استوار کردن سلطنت خود و جانشین شدن نیازمند آنها می شدند ، و بهترین راه برای بدست آوردن نتیجه احسان به فقیران و بزرگداشت فقیهان  و عالمان بود.

            از قبیل ایجاد جوامع و رباطات و بیمارستان ها مقرر داشتن راتبه و روزی برای علما و فقرا و امثال آنها که از این راه اعتماد عامه و رضایت خاصه را کسب می کرد. از جمله کسانی که این کار را کردند ابن طولون در مصر ، عضد الدوله در بغداد و نورالدین زنگی در شام و صلاح الدین ایوبی در مصر انجام دادند. این یکی ازدلایل نظام الملک بود برای ایجاد نظامیه چرا که هم خود و هم دودمانش مخالفان بسیاری داشتند.  نظام الملک 20 سال وزیر الپ ارسلان بود و بعد از مرگ او با وجود اختلاف بین اولادش بر سر جانشینی خواجه توانست با تدبیر خود ملکشاه را روی کار آورد.

  اداره همه امور در دست نظام الملک بود و سلطان کاری جز به تخت پادشاهی و شکار به چیزی نمی پرداخت. در این زمان دشمنان مختلفی از اطراف برای حکومت وجود داشت که خواجه با همه آنها با درایت تمام برخـــورد می کرد و به استمــــالت دشمنان و محبت نسبت به دوستـــان می پرداخت. نیکی و احسان زیاد می کرد و دوست و دشمن بدخواه و نیکخواه خود را از نعمت و رفاه برخوردار می ساخت. از مهمترین کارهای او ساخت مدارس برای دانشمندان- رباط ها برای عابدان و فقیران و زاهدان و قراردادن نفقه و راتبه برای طلبه ها بود که این کار را در تمام سرزمینهای اسلامی انجام داد  و کسی نبود که از لطف و احسان خواجه بی نصیب مانده باشد.

 

او نظامیه های مختلفی در بغداد - نیشابور - اصفهان - بلخ و بسیاری جاهای دیگر بنا نمود ، که مشهورترین آنها نظامیه بغداد بود که در سال 457 هـ ق آنرا ساخت و در 459 افتتاح گردید . برای تدریس در آن از دانشمندان بزرگی چون ابواسحق شیرازی، امام ابونصر صباغ ، امام محمد غزالی ، ابوالقاسم دبوسی ، شاشی را برگزید.

       برای علما و طلاب این مدرسه راتبه و مستمری کافی تعیین نمود. گفته شده که یکی از مخالفان خواجه گفته با پولی که برای تأسیس این مدرسه خرج کرده می توانست لشکری آماده کند که با آن بیرق اسلام را در قسطنطنیه برپا سازد. به گونه ای که خواجه مورد سرزنش ملکشاه قرار گرفت. خواجه به او جواب داد که من شیخی عجمی ام که ممکن است پنج دینار هم نداشته باشم و تو جوان ترکی که شاید بیشتر سی دینار نتوانی نگهداری تو در شهوات و لذات خویش غرق شده ای و جز اعمال بد چیزی از تو به سوی خدا نمی برند و سربازان تو نیز این چنین هستند ولی من برای تو سپاهی آماده کرده ام که دو برابر پروردگارشان صف کشیده اند و به دعا مشغول هستند به گونه ای که بقای تو و سپاهت به نفسهای آنها بسته است. به برکت وجود آنهاست که باران می بارد ملکشاه سخن او را پذیرفت و ساکت شد.

    از جمله دیگر عواملی که امرای عرب برای ساختن مساجد ومدارس و جوامع و غیره فعــــال تر می شدد این بود که زمان زیادی در حکم و امارت باقی می ماندند و امــــکانات زیادی بدست می آوردند در غیراینصورت احتمال داشت خلیفه یا سلطان این اموال را از دست آنها خارج نمایند و چیزی برای زمان پیری و فرزندان آنها باقی نماند.

         به این خاطر بسیاری از این اماکن را می ساختند و وقف می کردند و از جمله شروطی که  قرار می دادند این بود که یکی از فرزندان آنها متولی اوقاف باشد وبرای او حصّه یی می باشد. بدین طریق فرزندانشان از فقر و تنگدستی در امان بودند. عامل دیگر از ایجاد مدارس تأیید مذهب و آئینی بود که سلطان می پسندید ،در جامع الازهر درسهای نخستین بر پایه مذهب شیعه بود با ولایت صــــلاح الدین ایوبی این مــــذهب کنار رفت و در مذهب شافعی و مالکی احیا شد. مدرسه هایی نیز برای این کار ایجاد شد ؛  اولین مدرسه مصر مدرسه ناصریه بود برای رواج مذهب شافعی در سال 566 هـ ق بعد از خواجه نظام الملک نیز افرادی بودند که به اقدام به ساختن مدارس رایگان در اکثر نقاط مملکت اسلامی کردند از جمله:

1-       نورالدین زنگی بود که در اصل ترک بود. او مدارسی را در همه بلاد و شام و جز آن مانند دمشق حلب و حماه و حمص و بعلبک و منبج و رحبه ساخت. به علما و اهل ادب کشورهای شرقی احترام می گذاشت. بیمارستان،مسجد و رباط و خانه هایی برای اهل حدیث ساخته است.

2-       سلطان صلاح الدین ایوبی اصلاً کرد بود در مصر و اسکندریه و قدس و دیگر کشورها مدارسی بنا کرد .

3-       ملک معظم مظفرالدین (وفات 630 هـ ق) صـــاحب اربل بود که جز مدارس، یتیم خانه ها و اماکنی برای پیرزنان و بیوگان و بی سرپرستان احداث نمود. جانشینان او نیز راهش را ادامه دادند. به گونه ای که تعداد مدارس در زمان پایان پادشاهی آنان از 25مدرسه تجاوز کرده بود.

سلاطین ممالیک نیز این روش را ادامه دادند ، در این راه ثروتمندان نیز به آنها یاری رساندند به گونه ای که در ایام مقریزی ( اواسط سده نهم هـ .ق) بیش از 70 مدرسه وجود داشت. در شهرهای دیگر نیز وضع به همین منوال بود نخستین کسی که از دولت عثمانی به ساخت مدارس دست زد سلطــــان اورخان است که بعد از او سلاطین آل عثمــــانی نیز از او تبعیت می کردند و مشهورترین آن مدارس هشتگانه است و سلطان سلیمان آن را احداث نمود. اعراب و مسلمین در اندلس نیز همین شیوه را در پیش گرفته و در شهرهای قرطبه، اشبلیه، طلیطله، غرناطه، مالقه و جز آنها مدارسی ساختند.  منظور از مدارس در این جا همان جوامعی است که در کنار مساجد بنا می کردند. 

 

 

 

 

مدارس در اسلام به چندین شکل بوده است:

 

     1- حلقه های جوامع و رباطات و زوایا

2-مدارس مجانی بزرگ که علوم اسلامی بویژه علوم شرعی چون فقه ، صرف و نحو و کلام در آن تدریس می شد و در آن علمای مدرس حقوق دریافت می کردند و شاگردان امکانات رفاهی بسیاری داشتند. مدارس  فلسفه و بیمارستانهای پزشکی از این دسته بودند.

3-مدارسی که برخی از علمای معتبر در خانه های خود منعقد می کرده اند و شماره شاگردان به شهرت استاد در فن و دانش خود بستگی داشت. گاهی پیش می آمد که شاگردان این استادان خود نیز شاگردانی داشتند مثلاً زکریای رازی این گونه عمل نموده است که در مجلس درس خود می نشست شاگردانش به دورش حلقه می زدند و همین طور شاگردانی به دور شاگردان او حلقه می زدند او مطالب خود را به دسته اولی می گفت آنها نیز به گروههای دیگر ارائه می دادند. اگر مطالب را به طور صحیحی می گفتند که رازی سکوت می کرد در غیراینصورت زبان می گشود ودرست مطلب را بیان می نمود.

 

     اگر کسی کتابی پیش رازی می خواند او علامت و مهر خود را روی آن می زد تا شهادتی باشد که شاگرد آنرا پیش شیخ برده است. در تاریخ اسلام کسانی بیشترین شاگردان و مهمترین حلقه درس را داشته اند: ابواسحق شیرازی ، ابونصر فارابی، امام محمدزکریای رازی ،ابن سینا، ابن رشد ،  غــــزالی ، امام فخررازی ، قطب الدین شیرازی ، خواجه طوسی و علامه حلی را می توان نام برد که تعالیم آن ها شامل کل اقشار جامعه می شد.

 

مکاتب :

 

        از زمانی که انسان احساس نمود بایستی اعمال و اخبار و علوم خود را تدوین و نگهداری کند به ترتیب تصمیم گرفت مکانی برای جمع آوری آنها که به صورت کتاب جمع آوری شده بودند ایجاد نماید که آن را معمولاً کتابخانه یا کتبخانه و یا مکتبه می گویند اولین پایه گذاران کتابخانه در تاریخ بابلی ها هستند. در سده نهم علمای باستان شناسی بقایایی از این کتابخانه بزرگ را بدست آوردند که بر گل خشک شده و با خط میخی بود.

      بعد از آنها مصریان ، ایرانیان و یونانیان و اسکندریان و رومیان به ساخت مکاتب و ایجاد خزائن کتاب پرداختند. اعراب چه پیش از اسلام و چه زمان ظهور اسلام به علت بی اطلاعی از علم و تنوع آن از کتاب و قرائت بهره ای نداشتند و اگر به کتابخانه های کشورهای مجاور می رسیدند آنرا  یا می سوزاندند یا با آب می شستند. ولی طولی نکشید که با فرهنگ و تمدن آشنا شدن وجزء حریص ترین مردمان به گردآوری کتاب وحفظ و نگهداری از آن شدند.

         اعراب در سده های دوم و سوم کتابهایی که بیشتر جمع آوری می کردند شامل اشعار و امثال و اخبار بود که بر روی چرم سفیدرنگ یا پوست جانوران یا منسوجات می نوشتند. در این باب از کتابخانه ابوعمروبن العلاء و اصمعی و حماد و ابوعبیده می توان نام برد. این کتابخانه ها جنبه خصوصی و فردی داشتند و کتابخانه عمومی توسط مردان دولت و یا علمای ثروتمند و مردم خیرخواه دایر می گردید. تنها در زمان عباسیان این کتابخانه ها تأسیس شد. از کتابخانه هایی که دارای شهرت و اعتبار بیشتری شدند ، اولاً کتابخانه های بغداد است که مهمتـــرین آنها بین الحکمه می باشد که گویا رشید آنرا ایجاد نموده است و کتب طب و علوم از زبانهای دیگر به عربی ترجمه شده است و در آنجا ست.

          بعدها مترجمان ایرانی ، قبطی و سریانی یونانی و هندی در آنجا وارد شدند. مردم نیز با  دیدن توجه خلفا به علوم کتابهای خود را به این کتابخانه ها آوردند تا از آنها استفاده همگانی شود.

        بیت الحکمه چه جایی بود؟ بیت الحکمه عبارت از مجلسی بوده است که از برای ترجمه یا نسخه برداری و یا تدریس یا تألیف و یا تحقیق احداث شده است. در این مکان نسخه برداران مکان های ویژه ای داشتند که در آن برای خود و یا دیگران  نسخه هایی را رونویسی می کردند. مترجمان مولفان و مطالعه کنندگان نیز چنین وضعی داشتند. از مهمترین نسخه برداران بیت الحکمه علان شعوبی است که اصلاً فارس و راوی و عارف عرب بود. برای رشید و مأمون و برامکه نسخه برداری می نمود . درباره تازیان کتابی نگاشته است در آن از مثالب عرب و عیوب آنها نام برده است .

       از جمله افرادی که به این بیت الحکمه رفت و آمد داشتند محمد بن موسی الخوارزمی منجم ، یحیی بن ابی منصور الموصلی از رصدسازان زمان مأمون، فضل بن نوبخت منجم و بنی شاکر و تنی چند دیگر را می توان نام برد.

      بیت الحکمه سرپرستی نیز داشت که برای اداره امور آنجا انتخاب می شده است. و مشهورترین مدیران نیز سهل بن هارون فارسی بود که از نویسندگان زبردست و شوخ طبعی و ثعوبی متعصب بود.

     بعد از آن بغدادیان کتابخانه هایی به منوال بیت الحکمه ساختند .از مهمترین آنها کتابخانه ای که آن را شاپور بن اردشیر وزیر بهادر الدوله دیلمی در محله ای میان دو قلعه در کرخ در سال 381 هـ . ق ساخت. گفته شده که کتابهای آنجا همه به خط ائمه مشهور و معتبر نوشته شده است. و هر مولف یک تألیف خودرا به آنجا هدیه کرده است.

                        بسیاری از این کتابها با آمدن طغرل بک اولین پادشاه سلجوقی به بغداد در 477 هـ.ق آتش گرفت واز بین رفت و حفاظت و نگهداری از بقیه آنها را عبدالسلام بصری لغوی به عهده داشت.

           از بنی  عباس کسی که بیشتر به جمع کتب وایجاد کتابخانه شهرت داشت خلیفه ناصر بن المستضی ء بوده است. این روش در دیگر سرزمین های اسلامی  نیز به همین روش ادامه داشت. کتابخانه عضدالدوله دیلمی در شیراز به قدری عظیم و متنوع بود که المقدسی گفت : « هیچ کتابی در  انواع علوم تألیف نشده است ، مگر اینکه نسخه ای از آن در این کتابخانه وجود دارد»  کتابها بر طبق علوم در حجره های جداگانه ای نگهدای می شدند. نظیر این کتابخانه در دوره سامانیان نیز وجود داشته است. در شام و مصر نیز از کتابخانه هایی بزرگ یاد شده است. مثلاً در کتابخانه ایی که یعقوب بن لکس وریز العزیزبالله ساخت از یک کتاب دهها و شاید صدها نسخه وجود داشته است. یعقوب وزیر العزیزبالله شخصی مدبر و دوستدار دانش بود . برای خلیفه جوان دیوانها را جمع آوری می کرد. علما را به او نزدیک و جمع آوی کتب را پیش او عزیز و محبوب ساخت.

          غرفه های ویژه در قصر خلیفه با عنوان خزانه الکتاب برای این کار قرارداد.  در اندلس نیز کتابخانه های بزرگی وجود داشته از جمله در قرطبه خلیفه اموی اندلس المستنصر بن الناصر به حکم ثانی کتابخانه عظیمی تأسیس کرد که حدود چهار صد هزار کتاب داشته است.

         او برای گردآوری کتاب و جلب مولفان نمایندگانی به بغداد و شام و دیگر سرزمین های شرقی فرستاد از جمله ابوالفرج اصفهانی صاحب کتاب الاغانی که او نیز چون حکم اموی بود.

 

 درباره نقل و انتقال کتب از جایی به جای دیگر نیز وقایع عجیبی نقل شده است. مثلاً سلطان مراکش زمان عزیمت از اندلس کتابخانه خود را که نزدیک به سیصد چهارصد هزار کتاب داشته را در کشتی گذاشته و به مقصدی روانه ساخت که در راه به دست دزدان دریایی افتاد و بعدها این کتب بدست فیلیپ سوم پادشاه اسپانیا افتاد و هسته مرکزی کتاب ، خانه معروف اسکوریال شد. در فهرست ابن ندیم طبقات الاطباء ابن ابی اصیبعه ، الذریعه آقا بزرگ طهرانی و صدها کتاب دیگر می توان به عظمت کتابخانه های مسلمانان پی برد. این روش کتابداری و گردآوری کتاب در دوره های بعدی نیز همچنان ادامه داشته است درباره مغولان و ایلخانان میتوان گفت که در ابتدا با علم و کتب علمی و هنری و فلسفی کاملاً بیگانه بودند ولی پس از پنجاه شصت سال چنان علاقه به علم و کتاب پیدا کردند که هلاکو برای بنای رصدخانه مراغه و تأسیس کتابخانه اختیار تام کارها را در دست خواجه نصیرالدین طوسی قرار داد. او نیز رصدخانه و کتابخانه بزرگی احداث نمود. به دستور هلاکو در آنجا کتابهای نفیس و باارزشی قرار داده شد. که از بغداد خراسان و دمشق به غارت رفته بود خواجه نیز افرادی برای خرید کتابهای مهم به اطراف می فرستاد. خود او نیز با ارزش ترین کتب را خریداری می نمود. به گونه ای که گفته شده 400 جلد کتاب در کتابخانه مراغه گردآمده است.

      امـــروزه با پیشرفت تکثیر و چاپ کتاب در غرب در کشورهای آمریکا شوروی و موزه بریتانیا کتابها و کتـــابخانه های باارزشی ایجاد شده است. با این حال در کشورهای اسلامی کتابخانه های الازهر در مصر ، آستان قدس رضوی در ایران و کتابخانه حسین آقای ملک و بسیار دیگر از اهمیت بسزایی برخوردارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 22:13  توسط محمد حاجیانی  |