تبليغاتX
ماندستان - خلاصه تاریخ تمدن اسلام دکتر حلبی قسمت 9
تاریخی

خلاصه تاریخ تمدن اسلامی  از بخش 10 ( عرفان و تصوف ):             توسط : محمد رضا حسینی پور سر یزدی

 

یکی از جنبه های بسیار اصیل فرهنگ و تمدن اسلامی تصرف و عرفان است . در میان هر قومی و ملتی عرفان جلوه خاصی داشته است . و ملتی  را نمی توان یافت که از عرفان بی بهره  باشد اما آنچه باعث تفاوت بین اقدام مختلف نسبت به عرفان دیده می شود اختلاف  در فرع است نه در اصول زیرا همه ادیان وحی و الهام  یک خداست و همه پیامبران دعوتشان  که همان عدالت و صلح و دوستی است یکی بود در آثار عرفانی به سه نوع مطلب بر می خوریم .

1-         مطالبی که ساده و مفهوم همگان است : مثل  این جمله ابوسعید که «خدایت آزاد آفرید و آزاد باش »

 

حضرت پر رحمت است و پر کرم                                   عاشق او هم وجود و هم عدم

کفر و ایمان عاشق آن کبریا                                           مس و نقره بنده آن کیمیا

موسی و فرعون معنی را رهی                                        ظاهر آن ره دارد و این بی رهی

روز موسی پیش حق نالان شده                                      نیمه شب  فرعون  هم گریان بده

 چونکه بی رنگی اسیر رنگ شد                                     موسی یی با موسی یی در جنگ شد

 چون به بی رنگی رسی کان داشتی                                 موسی و فرعون  دارند آشتی

 هر نبی و وهر ولی را مسلکی است                               چونکه با حق می برد جمله یکی است

چونکه خود معبود جز یک بیش نیست                           کیش ها زین روی جز یک کیش نیست .

2-         سخنان  دو پهلو ورازآمیز که کفر آمیز جلوه می کند  مثل با یزید که گفت : پاکی مراست و چه عظیم است شان من و هم ازوست که «روزی به گورستان جهود بر گشت  و گفت : گروهی معذورند و به گورستان مسلمین بر گذشت و گفت : گروهی مغرورند ».

3-         سخنان نامعقول و بد آموز که خردمندان را نسبت به همه عرفان و صوفیگری  بد بین میکند مثل : نقل است که یک بار به سنگ پای شیخ شبلی بشکستند هر قطره ای که از وی بر زمین می چکید نقش ا...
می شد .

تصرف و صوفی :

 در تعریف آن سخنان زیادی گفته اند از جمله «صوفی این است که آنچه در سردار بنهی  وآنچه در کف داری بدهی و آنچه بر تو آید نجهی»

عاقبت صوفیان  کسانی هستند که پیوسته می کوشند نفس خود را بپالایند و خود را از آلایشهای درونی و ریا و بندگی و خداوندی برهانند و آن را به همین طریق فانی سازند . آنچه امروزه بیشتر مورد قبول  است و پسندیده  تر تصوف و صوفی از کلمه صوف تازی یعنی پشم و صوفی یعنی پشمینه پوش

جامه پشمین از برای کد کنند       بو مسیلم را لقب احمد کنند .

علت انتساب این قوم به پیشینه  پوشی نیز این بوده که این لباس پوشاک زاهدان و پارسایان بوده و صوفیان برای تشبه به زهاد اینگونه لباس پوشیدند واژه تصوف و سوفی در روزگار پیامبر اکرم (ص) شناخته نبوده و ما کسی را نمی شناسیم که در این دوره او را به این نام خوانده باشد

2- عرفان اسلامی

ریشه تصوف اسلامی همان تعالیم دین است اما چون عارفان و صوفیان اهل انتخاب بوده اند نکاتی نیز از مذهب بودا ، آئین یهود ( کابالا ) دین مسیح ( گنوسیس ) دین مانی و فلسفه  هندی و حکمت اسکندرانی اقتباس کرده و انها را به شیوه خاص بامبادی اسلامی در آمیخته اند . از این روی باید گفت اگر چه عرفان اسلامی ( به ویژه صورت ایرانی ان ) با ادیان آسمانی و افکار فلسفی دیگر شباهتهایی دارند ولی ساخته  اذهانی است که ابتدا مسلمان بوده اند که از سخنان پیامبران و امامان و تابعان و یاران انها چاشنی زده اند تا رنگ اسلام گرفت .

تصوف چگونه در اسلام پیدا شد و چرا پیدا شد ؟ از آغاز اسلام عده یی به علت فقر و نیازمندی  به درویشی می زیستند . گروهی هم که درد نان نداشتند از ترس و عذاب الهی یا به امید بهشت در آن دنیا به زهد روی اوردند گفته اند : اویس قرنی نزد قصه گویان زاهد حاضر می شده و از سخنان آنان به گریه می افتاده و انگاه که یاد دوزخ می کردند اویش فریاد بر می اورد  و گریه کنان به راه می افتاد و مردم در پس او افتادند و می گفتند : دیوانه ، دیوانه زیرا همیشه به انسانهای پاک و خوب دیوانه می گفتند . در دوره اسلامی تعداد این گروه اندک بود ولی به محض اینکه چهار خلیفه اول از میان رفتند و خلافت به دست امویان رسید مردم با ایمان دریافتند که کم کم اسلام نه آن دینی است که قبل از ان بوده و خلافت تبدیل به سلطنت شده است و ان عشرت جوییهای معاویه و یزید با اصول زندگانی خلفای راشدین و موازین قران درست نیست به ویژه رفتار و یزید  که قصرهای مجلل  ساخت و به سبک  پادشاهان ایرانی و رومی تاجگذاری کرد . در این بین کتابهای زهد و پند و حکمت و فلسفه  از پهلوی  و هندی و سریانی به عربی ترجمه شد و  افکار فلسفی سقراط و افلاطون و ارسطو  به نوعی در اسکندریه نشو و نما یافته و تغییر حالت داده و جنبه عرفانی  پیدا کرده بود  در میان  مسلمانان  رایج شد در اثر شیوع همین افکار و دگرگونی  روزگار و غلبه ظالمان و فقتنه جاهلان ، گروهی از مردم بنا به ریاضت و ورزش نفس گذاشتند مانند حسن بصری ، رابعه و ابراهیم دهم بلخی .

3- چرا علم حجاب است ؟

 یکی از سخنان  چند پهلوی صوفیان که مایه نزاع بسیاری از دانشمندان شده و بر صوفیان لعن کرده و لعن گفته این است که آنان گفته اند : علم ، حجاب عظیم است » و نیز روایتی از پیامبر اکرم (ص)  اورده اند که « بیشتر بهشتیان کودنانند »  شک نیست که ظاهر این هر دو سخن شگفت است و مای نگرانی و شوریدگی ذهن زیرا این همه آیات و اخبار و سخنان حکیمانه و حتی خود عارفان  و صوفیان در فضیلت علم و دانش را چگونه تاویل توان کرد ؟ این همه پیشرفت در زندگانی آدمی زادگان و رفاه و آسایش در امور مادی و شئون معنوی جهان از برکت علم است . قرآن که هر مسلمان را از کودکی  با آن بار آورده در بیش از یکصدو پنجاه آیه به صراحت و اشارت از عظمت علم و دانش یاد کرده است . « بگو آیا برابرند  کسانی  که می دانند و کسانی که نمی دانند ؟  یا « بی گمان می ترسند  از خدا بندگان دانای او »

و روایت کرده اند « برتری دانشمند بر پارسا چون برتری ماه چهارده شبه بر دیگر اختران »   و نیز « مردم یا دانشمندند یا دانشجوی یا چون ستوران »

 خود عارفان و صوفیان نیز از ستایش دانش باز نایستاده اند و جهل را نکوهش کرده اند . سهل شوشتری  می گوید : « هیچ  مصیبت آدمی را عظیم تر از جهل نیست » مولوی با اینکه گزنده ترین و تند ترین انتقادها را از علم کرده ،  در جای دیگر در بیان عظمت  علم سخنانی گفته است که از قدرت بیان و نیروی اندیشه مردمان عادی بیرون است .

 خاتم ملک سلیمان  است علم          جمله عالم صورت و جانست علم

 آدمی را زین هنر بیچاره گشت          خلق دریاها و خلق کوه و دشت

 زوپلنگ و شیر ترسان همچو موش         زوشده پنهان  به دشت و که و حوش

زو پری و حور ساحلها گرفت       هر یکی در جای پنهان  جا گرفت .

 ابن سینا می نویسد : کسی که از متاع دنیا و خوشیهای آن روی می گرداند زاهد  نامیده می شود و آن کسی که همواره عمر خود را در کار نماز و روزه و مانند آنها می کند عابد نامیده می شود و آن کسی که به اندیشه خود در اطراف  آسمان تصرف می کند تا نور خدا در درون او تابیدن گیرد عارف نامیده شود و این نامها برخی اوقات به جای هم به کار می روند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 22:12  توسط ماندستان  |