تبليغاتX
ماندستان
تاریخی

پارسي ها ( هخامشيان  546 تا 330 قبل از ميلاد )

شاهان هخامنشي تعصب مذهبي نداشتند و بنابراين هر ملتي را به معتقدات خود وامي گذاشتند و به اين هم اكتفا نكرده ، آداب مذهبيساير ملل را در ممالك آنها به جا مي آوردند . [1]

كوروش كبير مذهب خود را را بر احدي تحميل نكرد بلكه شخصا دست " رب النوع " بل مردوك را بگرفت يعني از طرف پادشاه بابل شده است .

مثلا بابلي نوشته اند كه كوروش ، بل مردوك رب النوع بزرگ بابلي را مي پرستيده و داريوش در نوروز هر سال دست هيكل رب النوع مزبور را مي گرفته . [2]

يهوديان با توجه به آزادي كه به آنها داد او را منجي مي دانند

 

جانشين كوروش كمبوجيه خسارتي كه  لشكر ايران به معبد بزرگ نيت (nit) مصر وارد آورده بودند جبران نمود و امر به تخليه معبد نمود .

 

داريوش كبير در سنه 517 عازم مصر شد در مصر نسبت به روحانيون انواع ملاطفت نموده آئين مصريان را محترم داشت . در عزاداري گاو اپيس كه در همان سال مرده بود شخصا شركت كرد و در واحه " تب " معبدي براي آمون ساخت كه خرابه آن هنوز باقي است . مصري ها راجع به داريوش عقيده داشتند كه مذهب مصري ها را در معبد بزرگ "سائيس"  بر قرار كرد . معلوم است كه اين رفتار شاهان هخامنشي تا اندازه اي از نظر سياسي و براي جذب قلوب بود، و ليكن باز اين سوال پيش مي آيد كه اين شاهان چه معتقداتي داشتند كه به آنها اجازه مي داده نسبت به مذاهب ديگران به نظر اغماض بنگرند و حتي آداب مذهبي آنها را به جا آرند . مورخين يوناني در باب مذاهب ايراني ها نه دقيق شده و نه به شرح پرداخته اند ، بنابراين آنچه راجع به اين مطلب استنباط شده ، كلياتي است كه از اوستا كتيبه ها و آثار شاهان هخامنشي به دست آمده است . موافق اين مدارك ، چنين به نظر مي آيد كه شاهان هخامنشي پيروان مذهب زردتشتي بوده اند ، زيرا در كتيبه هاي آنها خداي بزرگ "اهورمزده" است و چنانكه معلوم است اين اسم اختصاص به مذهب زرتشت دارد . اما در كتيبه هاي اردشير دوم كه در شوش و همدان كشف شده ، چيز تازه اي مشاهده مي شود ، اين شاه راجع به بنايي گويد من صورت مهر و ناهيد را ساخته ، در آن گذاردم . از اينجا بايد استنباط كرد :

اولا : پرستش مهر كه از قديم در مذهب آريان هاي ايراني بوده و آن را رب النوع آفتاب دانسته ، به نام او قسم مي خورند در اين زمان قوت گرفته بود .

ثانيا چونساختن صورت خدا يا ارباب انواع و پرستش اين صورت ها بر خلاف مذهب آريان هاي ايراني و زرتشت بوده و با اين حال اردشير دوم صورت مهر و ناهيد را ساخته ، پس معتقدات بابلي ها و عيلامي ها در مذهب شاهان هخامنشي اثر كرده و مذهب آنها را آلوده به خرافاتي نموده بودند .

در باب ناهيد عقايد مختلف است . بعضي پرستش آن را در ايران قديم از اثر بابل مي دانند و برخي عقيده دارند كه ايراني ها از قديم آن را مي پرستيدند .

بايد نيز در نظر داشت كه تفاوت ديگري هم در مذهب شاهان هخامنشي با آنچه در مذهب زرتشت در قرون بعد ديده مي شود بوده . توضيح آنكه موافق مذهب زرتشت دفن ميت جايز نيست ، زيرا زمين را مقدس و آلودن آن را گناه بزرگ مي دانند ، ولي شاهان هخامنشي مقبره داشتند .

از اين چيزها مي توان استنباط كرد كه مذهب شاهان هخامنشي تفاوتهايي با مذهب زرتشتي داشته است . اما اينكه مردم ايران در آن زمان چه مذهبي داشتند مداركي در دست نيست كه بتوان به تحقيق در اين باب چيزي گفت . ظن قوي اين است كه بعد از اهورمزد چهار عنصر را مي پرستيدند : 1- نور ( آفتاب و ماه ) 2- آب.، 3- خاك.، 4- باد. [3] ملت ايران در آنزمان آب و آتش و بادو نورو روز و شب (نور ماه و نور خورشيد) را تقديس مينمودند و با حضور يكنفر از مغان مراسم قرباني را بجاي  مي آوردند .

 



[1]  . تاريخ ايران قبل از اسلام / تاليف حسن پيرنيا (مشيرالدوله ) . تاريخ ايران پس از اسلام / تاليف عباس اقبال آشتياني ، باقر عاقلي – تهران : نشر نامك ، 1380ص 125

[2]  تاريخ ايران قبل از اسلام / تاليف حسن پيرنيا (مشيرالدوله ) . تاريخ ايران پس از اسلام / تاليف عباس اقبال آشتياني ، باقر عاقلي – تهران : نشر نامك ، 1380 ص 126

[3] تاريخ ايران قبل از اسلام / تاليف حسن پيرنيا (مشيرالدوله ) . تاريخ ايران پس از اسلام / تاليف عباس اقبال آشتياني ، باقر عاقلي – تهران : نشر نامك ، 1380ص126و 127

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 13:19  توسط ماندستان  | 

مادها داراي تمدن مخصوص بوده اند كه تفصيل آن بر ما معلوم نيست و بطور قطع پارسيها از آن اقتباس كرده اند . در خصوص مذهب آنها آنچه مي توان گفت اين است كه پادشاهان آن سلسله آئين مغان را محترم و برسميت  بشناختند . اساس آئين مغان معلوم نيست ولي زردشت گه موجب تحقيقات تاريخي در مهد ماد يعني آذربايجان تولد يافته و تربيت شده در گاتا فرمايد كه مقصود از دعوت او اين است كه مذهب را بپاكي سابقش برگرداند . از همين گفتار ميتوان حدس زد كه آئين مغها پرستش اهورامزدا بوده ولي بعد بخرافات و موهومات شده و پيامبر ايران باستان خواسته است آنرا از آن آلودگي ها منزه سازد .

 

راجع به مذهب مادي ها اطلاعي نداريم .از گفته هرودوت معلوم است كه مغ ها طايفه اي از طوايف ششگانه ماد بودند ، اما چه مذهبي داشته اند ، محققا معلوم نيست . بعضي از محققين به اين عقيده اند كه شايد مذهب هرمزد پرستي در ميان مادي ها بوده ، و ليكن مغ ها آن را آلوده به خرافات و جادوگري و ساحري كرده بودند و زردشت كه از اهل ماد بوده خواسته است آن را اصلاح كند ، ولي مغ ها نپذيرفته اند و او به باختر رفته ، در آنجا و سيستان مذهب خود را ترويج نموده ، كليتا جنين به نظر مي آيد كه شاهان ماد مذهب مغ ها را رسمي و مقام آنها را محكم نموده بودند . جه با وجود نغييراتي كه بعد از انقراض دولت ماد روي دا مغ ها مقام خودشان را حفظ كردند . [1]

 



[1] تاريخ ايران قبل از اسلام / تاليف حسن پيرنيا (مشيرالدوله ) . تاريخ ايران پس از اسلام / تاليف عباس اقبال آشتياني ، باقر عاقلي – تهران : نشر نامك ، 1380ص 68و 69

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 12:41  توسط ماندستان  | 

از وقايع مهم زمان گشتاسب ظهور زردشت و گرويدن اين پادشاه به آئين اوست  .و در شاهنامه آمده است :

زايوان گشتاسب تا پيش كاخ                    درختي كشن بيخ و بسيار شاخ

همه برگ او پند و بارش  خرد                   كسي كوچنين برخورد  كي مرد

خجسته پي و نام او زردهشت                  كه اهريمن بد كنش را بكشت

بشاه جهان  گفت   پيغمبرم                     تو را سوي يزدان همي رهبرم

 

يكي از خدمات ايرانيان قديم كه طبعا از راه فكر و عقيده بوده و به عالم بشريت نمودند ظهور زردشت و انتشار آئين پيامبر ايران باستان است .

 

تعاليم زردشت كه اساسش طرفداري از نيكي و جنگ با بدي است در كليه اديان قديم نفوذ كرده بطور غير مستقيم فكر بشر را تقويت كرده و پرورش داد .

 

از اينجا به بعد وارد بخشي از تاريخ ايران باستان مي شويم كه حقيقي است و تاريخ آن مستند مي باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 13:36  توسط ماندستان  |